
مکه که رفتم خیال میکردم تمام گناهانم پاک شده است
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده وتمام درستهایم
به نظرم خطا انگاشته ونوشته شده بود...در مکه دیدم
هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست...فقط دوست دارند
زودتر به خدا برسند وگناهان خویش را بزدایند غافل از اینکه
آن دوره گرد خود خدا بود...در مکه دیدم خدا نیست وچقدر
باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانهء خویش برگردم
ودر همان نماز سادهء خویشتن تصور خدا را درکمک به مردم
جستجو کنم...آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن
به مکه ایست که خدا در آن نیست...
برچسبها:
تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 18:56 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)

