كد تغيير شكل موس

غریبه
خنده‌هاي شكلاتي‌ام خالصِ خالص‌اند، تلخ تلخ... تا بودي در من كسي بود كه مي‌نوشت؛ از روزي كه رفتي بيشتر ساعات عمر را اعتصاب مي‌كند و لب به قلم و كاغذ نمي‌زند ؛ خود را در حجم بي‌تو بودن محبوس كرده و به سكوت مي‌گذراند... اين دردهايِ كاريِ تن، روحم را پاره پاره مي‌كند... تهِ‌تمام فنجان‌هايم نشسته بودي، تمام قهوه‌هاي نيم‌خورده‌ام با كهرباي چشمانت آشناست... با رفتن تو نه پاييز برايم هزاررنگ بود و نه بهار برايم پر از عشق... زمان در 18 شهريور ايستاد و در كولاك زمستان منجمد شد... هفت ماه و نوزده روز بغضِ‌مدام؛ هفت ماه و نوزده روز بي‌شعر؛ هفت ماه و نوزده روز بي‌تو؛ بي‌من؛ بي‌عشق؛ روزآميختنت با رقيب چشم‌هايم گم شد، هيچ‌كس آخرين اشك‌هاي مرا نديد... آن روز كه با رقيب آميختي، عشق روزهاي گذشته كورتاژ شد، بگو بي‌تو با جنين معلول خاطرات ديروز چه كنم... هر روز آبستن خاطرات ديروز مي‌شوم و احساسي نو از من زاده مي‌شود و يكراست به گور فراموشي مي‌رود، من فقط درد مي‌كشم، درد پسِ درد... افسوس روزگاري را دارم كه فاحشه‌اي آمد و بكارت افكار و احساسم را از بين برد و تو را از من ربود؛ فاحشه‌اي كه بوي ناب عشق به تو را از من گرفت... منتظر بودم تا با آمدنت بكارت احساس و افكارم را از او پس بگيري... ولي فقط خاطره، مرور خاطره و باز تولد دوباره خاطره...
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 07 تیر 1393 | 19:50 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(1)
وقتی شعری مینویسم یعنی دلم برایت تنگ است امشب چیزی نمینویسم تا تو دلت برایم تنگ شود...
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 07 تیر 1393 | 19:46 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
سیـــــــــــــــــــس !!! ساکت ببین چه سکوتی دورو بروم رو گرفته!!! خیلی آرومــــــــــــــــــــه!!! انگاری هیچ موجود زنده ای نیست!!! نه شایدم من دیگه موجود زنده نیستم!!! خیلی آرومــــــــــــــــــــه اینجا
برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 05 تیر 1393 | 17:07 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد: اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟ دومي: «با تفنگ شكارش ميكنم. اولي:اگر تفنگ نداشته باشي،چی؟ دومي:ميرم بالاي درخت. اولي:اگر آنجا درخت نباشه،چي؟ دومي:خب،پشت يك صخره پنهان ميشم. اولي:اگر صخره نبود،چی؟ دومي:توي گودالي دراز ميكشم. اولي:اگر گودال هم نبود؟ شكارچي دوم عصباني شد و گفت: داداش!بگو ببينم،تو طرفدار مني يا خرسه؟
برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 02 تیر 1393 | 10:55 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگي شد: مي بايست "نيکي" را به شکل عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي کرد.کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند روزي دريک مراسم همسرايي, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکي از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود… کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است به کليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري کرد. وقتي کارش تمام شد گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: کي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه همسرايي آواز مي خواندم, زندگي پراز رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت کرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!مي توان گفت: نيکي و بدي يک چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کي سر راه انسان قرار بگيرند.
برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 02 تیر 1393 | 10:54 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم هر که آرد سخن از عشق به آن می خندم/ روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد بعد از این سوز به هر سوزه جهان می خندم/ خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته به آن می خندم . . .
برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 02 تیر 1393 | 10:44 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
یکی بود . . . اون یکی دیگه نیست !!! حالا که تنها شدم میدونم واسم کی بــــــــــــــــــود !!! واسم چی بـــــــــــــــــــــــود!!! وقت خوشحالیم شوقی نمیکرد ... وقت تنهاییم براش فرقی نداشت !!! نه وقتی بهش میگفتم دوست دارم ذوق میکرد . . . نه وقتی میگفتم دیگه منو نمیبینی دق میکرد!!! ولی هر جور که بود من دوسش داشتم ؟؟؟! انگاری چشام کارا شو نمیدید!!! یا شایدم میدیدم باور نمیکردم !!! آهـــــــــــــــــــــــــای غریبه این رسمش نبود!!! حالا که قصه ما تموم شد کلاغ سیاهه نشسته روی شونم میخوامم ببرمش خونش!!! شاید از این به بعد بگن کلاغه به خونش رسید اون پسره به خونش نرسید!!!!!!!!
برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 02 تیر 1393 | 10:42 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
باز هم آخر قصه شد به خانه نمی رسی مشتم گره شده جلوی چشمهای من رژه می روند دقیقه های مبتذل شلوغ اغتشاش ذهن کاغذ مچاله ی مطرود تو ! پاورقی تمام رونوشت های من بودی مبهم نوشته ام د.ور، گیج، خط خطی، مشکوک قبول دارم کمی تند رفته ام بیا دور بزنیم برویم اول سطر دوباره بگو : یکی بود ... یکی نبود ...
برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 02 تیر 1393 | 10:30 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(1)
تنها بودن بهتر از اونه که پیش کسی باشی که حواسش به تو نیست!!! الان تنهام فقط یه مشکلی هست!!! مال خودم نیستم مال خاطرات بقیه ام !!! خدایا منم این پایینماااااااااااااا میدونم خیلی بدم ولی بندت که هستم نکنه منو بلوک کردی فدات شم!!!
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 31 خرداد 1393 | 19:02 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(1)
مورد داشتیم طرف موقع خواب به جاى ستاره مخاطبای خاصشو میشمرده ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فرق مدرسه و دانشگاه : اگه به مدرسه دیر برسی مجبوری بری نیمکت آخر بشینی... ولی اگه به دانشگاه دیر برسی مجبوری بری نیمکت اول بشینی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بعضیا خودشون کل منظومه شمسی رو رصد کردن ، اونوقت دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده میگردن ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خخخخ : خیلی خیلی خنده ماخ: مردم ازخنده تاخ: ترکیدم ازخنده سشاخ: سرویس شدم ازخنده بشاخ: بـیهوش شدم ازخنده پشاخ: پخش شدم ازخنده پشکاخ: پهن شدم کف اتاق ازخنده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چقدر چاق شدی چیست ؟ جمله ای که میتونه درجا جنس مونث رو از پا دربیاره ، و در طولانی مدت باعث افسردگی اون شخص شود
برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 31 خرداد 1393 | 18:46 | نویسنده : ho3ien | ارسال نظر(0)
usa Web Tools - Ba Ham Bekhandim -->
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
Susa Web Tools
SusaWebTools


کد شمارش معکوس سال جدید

ابزار پرش به بالا <