دگر آغوش مادر جای من نیست/
دریغا دامنش ماوای من نیست!!!!
از آن روزی که از دار فنا رفت/کسی غمخوار و هم آوای من نیست!!!!!!!!!
برای سلامتی همه مادرا صلوات!!!!!!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 17:30 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
کلاغ پر...
نه کلاغ را بگذاریم برای آخر...
نگاهت پر...
خاطراتت هم پر...
صدایت پر...
جوانی ام پر...
من هم پر...
حالا تو مانده ای و کلاغی...
که هیچ وقت به خانه اش نرسید...!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 17:20 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:
تنها بود اما کسی رو تنا نذاشت!!!!!!!!!!!
دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست!!!!!!!!!!
کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد!!!!!!!!!
بد بود ولی برای کسی بد نخواست!!!!!!!!!!!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 17:11 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
وقتی دارم آهنگ گوش میدم با خوانندش میخونم فک میکنم صدام مثه صاحب اثره ، بعد انقد خوشم میاد قطع میکنم بقیشو خودم بخونم...
فقط نمیدونم چرا اونموقع امید به زندگیم کم میشه
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
اگه من یه روز با زنم دعوام شه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اومدی پایین چیو ببینی؟
خب دعوا شده دیگه
ااصن دعواخانوادگی خودمون حلش میکنیم.بفرماییدازدحام نکنیدبفرماییدلطفا
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
خرس ها با عسل خر میشن..
خرگوش ها با هویج..
اسب ها با قند..
.
راستی تو هنوز موز دوس داری؟؟؟؟!!!!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 13:03 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
کاشکی هیچوقت صب نشه!!!!!!!!
آخه این دنیای مثلا روشن چی داره واسه دیدن؟
حداقل شبا میدونیم همه خوابن دیگه کسی بفکر خیانت و تنها گذاشتن کسی نیست!!!!!!!!!!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 13:00 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
چقدر قشنگه وقتی غمگینی یکی محکم بغلت کنه تا تو روشونه هاش گریه کنی وقتی آروم شدی در گوشت آروم بگه آخه دیوونه من که باهاتم!!!!!!!
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : دوشنبه 11 فروردین 1393 | 12:03 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
اشک مادر
پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه میکنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمیدانم عزیزم، نمیدانم!
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه میکند؟ او چه میخواهد؟
پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همهی زنها گریه میکنند بی هیچ دلیلی!
پسرک از اینکه زنها خیلی راحت به گریه میافتند، متعجب بود.
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت میکند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه میکنند؟
خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژهای آفریدهام؛ به شانههای او قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.
به بدنش قدرتی دادهام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستانش قدرتی دادهام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد.
به او احساسی دادهام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.
به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطا های او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی دادهام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.
این اشک را منحصراً برای او خلق کردهام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 20:05 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
دلم در خواب ذیشب تا تو را دید/
شکوفا شد, زجا برجست و رخشید!
ببارد نور چشمت بر دلم کاش/
که من ماهم,تو خورشیدی ,تو خورشید
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 17:31 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد / در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد
تمام دفتر عمرم سیاه شد اما / امید دیدن رویت دوباره پیدا شد
یا مهدی
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 17:26 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)
خواهر و بردارم که از من کوچیکترن دارن تو خونه میزنن تو سر و کله ی هم .
بابام به مامانم میگه : اینا رو ببین عینه تام و جری از صبح تا شب فقط دنبال همن !
مامانم هم با دست منو نشون میده میگه : اینم هم عینهو اون سگه که تام و جری ازش حساب میبرن !!!
....................................................../////////////////////////////.......................................
تو خونمون از ترس مامانم طوری فرهنگ سازی شده که همه با لیوان میرن دم یخچال ولی پارچو سر می کشن و خیلی آروم میان لیوان میزارن سر جاش و میرن … !
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
دیروز یه دختررو دیدم تو مترو بدون شال و روسری با تی شرت
تا اومدم بگم مچکرم روحانی
.........دوستش بهش گفت نیما بریم :|
برچسبها:
برچسبها:
تاريخ : یکشنبه 10 فروردین 1393 | 17:25 | نویسنده : ho3ien |
ارسال نظر(0)

